Friday, November 24, 2006

من نوشت

به سايه ات نقب مي زنم، لنگر اما نه!
تركيب واژه ها كه از دستت در مي رود؛
به نام مي خواني ام
سراغم نيا
من كاتاليزر نيستم.

Wednesday, November 22, 2006

Shadow Race


Shadow Race
Every time I’ve raced my shadow
When the sun was at my back,
It always ran ahead of me,
Always got the best of me.
But every time I’ve raced my shadow
When my face was toward the sun,
I won.

Music Career
She wabted to play the piano,
But her hands couldn’t reach the keys.
When her hands finally reach the keys,
Her feet couldn’t reach the floor.
When her hands could finally reach the keys,
and her feet could reach the floor,
She didn’t want to play that piano anymore.


Put Something In
Draw a crazy picture,
Write a nutty poem,
Sing a mumble-gumble song,
Whistle through your comb.
Do a loony-goony dance
Cross the kitchen floor,
Put something silly in the world
That ain’t been there before.





Friday, November 17, 2006

مداد نوك ندارد


هوس مداد دارم.
نوك ندارد.
خرچ خرچ مي تراشم، آرام
به ياد مشق هاي بنوشته ام.
پس كي تمام مي شود؟
خانم گفته: فقط 7 خط
رج مي زنم.
و غلطهايم را پاك مي كنم.
جايش مي ماند.
حالم گرفته است.
ميان سطور، گل و بلبل مي كشم.
جايش ديگر نمانده است.
خانم از من راضي است.
كارت هزار آفرين در دستم سنگيني مي كند.
مبصر مي شوم.
هنرمند كلاس؛
مشق هايش هميشه باغ گل است.
كارت هزار آفرين هورا دارد.
من ميخندم
به حماقت خانم
دلم برايش مي سوزد
دلم برايم مي سوزد
هوس مداد دارم.
نوك ندارد.
به ياد مشق هاي نا نوشته ام.

پ.ن. راستش به همان دليل غفلت در كپي غلطهايم، از درستي املاي كلمه "مبصر" بي خبرم. اينجا ديگر گل و بلبل هم افاقه اي نمي كند. از خوانندگان عزيز مستعد پوزش طلبيده و درخواست آن دارم تا املاي صحيح را از ميان سطور مدادي بي گل و بلبل خويش بازيابند.