صبع نزديك است

صبح نزديك است. و لي هنوز سپيده نزده. هنوز بيدارم و در مركز دايره اي كه دهها شمع روشن آنرا تشكيل داده اند نشسته ام. در چهار جهت اتاق سايه ام بر ديوارها نقش بسته است، سايه هايي لرزان و پيكره هايي متفاوت از هم به جهت فرم و اندازه. به هر سو مي نگرم منم. اما نه! "داوود آزاد" به صدايي محزون مي خواند:
من آن ماهم كه اندر لا مكانم
مجو بيرون مرا در عين جانم
تراهر كس به سوي خويش خواند
ترا من جز به سوي خود نخوانم
صدايش تمام ذرات فضا را پر كرده است. به موجودات عجيبي فكر مي كنم كه سايه اندامم بر ديوار ايجاد كرده اند. فكر مي كنم به اينكه سايه را هيچ قضاوتي در پي نيست. سايه نه رنگ دارد و نه جنسيت. پس هيچ تبعيضي را حاصل نيست. سايه ، سايه است و مهم نيست كه متعلق به كيست.
مرا هم تو به هر رنگي كه خواني
اگر رنگين اگر ننگين ندانم
سخن كشتي و معني همچو دريا
درآ زو تر كه تا كشتي برانم
سپيده زده است. خورشيد از شمعم هايم پر نورتر است. ديگر سايه اي بر چهار جهت ديوار نيست.و اين باز منم. بي هيچ سايه اي
من آن ماهم كه اندر لا مكانم
مجو بيرون مرا در عين جانم
تراهر كس به سوي خويش خواند
ترا من جز به سوي خود نخوانم
صدايش تمام ذرات فضا را پر كرده است. به موجودات عجيبي فكر مي كنم كه سايه اندامم بر ديوار ايجاد كرده اند. فكر مي كنم به اينكه سايه را هيچ قضاوتي در پي نيست. سايه نه رنگ دارد و نه جنسيت. پس هيچ تبعيضي را حاصل نيست. سايه ، سايه است و مهم نيست كه متعلق به كيست.
مرا هم تو به هر رنگي كه خواني
اگر رنگين اگر ننگين ندانم
سخن كشتي و معني همچو دريا
درآ زو تر كه تا كشتي برانم
سپيده زده است. خورشيد از شمعم هايم پر نورتر است. ديگر سايه اي بر چهار جهت ديوار نيست.و اين باز منم. بي هيچ سايه اي

3 Comments:
شش جهت است اين وطن قبله در او يكي مجو
بي وطني است قبله گه در عدم آشيانه كن
شمع و آزاد و سایه!
سلام آزاده
سال نوت مبارک
سلام آزاده عزیز . سال نوت مبارک. برات روزهای خوب و خوشی رو آرزو می کنم.
Post a Comment
<< Home