Friday, November 17, 2006

مداد نوك ندارد


هوس مداد دارم.
نوك ندارد.
خرچ خرچ مي تراشم، آرام
به ياد مشق هاي بنوشته ام.
پس كي تمام مي شود؟
خانم گفته: فقط 7 خط
رج مي زنم.
و غلطهايم را پاك مي كنم.
جايش مي ماند.
حالم گرفته است.
ميان سطور، گل و بلبل مي كشم.
جايش ديگر نمانده است.
خانم از من راضي است.
كارت هزار آفرين در دستم سنگيني مي كند.
مبصر مي شوم.
هنرمند كلاس؛
مشق هايش هميشه باغ گل است.
كارت هزار آفرين هورا دارد.
من ميخندم
به حماقت خانم
دلم برايش مي سوزد
دلم برايم مي سوزد
هوس مداد دارم.
نوك ندارد.
به ياد مشق هاي نا نوشته ام.

پ.ن. راستش به همان دليل غفلت در كپي غلطهايم، از درستي املاي كلمه "مبصر" بي خبرم. اينجا ديگر گل و بلبل هم افاقه اي نمي كند. از خوانندگان عزيز مستعد پوزش طلبيده و درخواست آن دارم تا املاي صحيح را از ميان سطور مدادي بي گل و بلبل خويش بازيابند.

13 Comments:

Anonymous Anonymous said...

هنوز هم يادم نرفته ديكته هايي كه به جاي پاك كن با ليس زدن اصلاح مي شدند و كارنامه هاي هر ثلث كه دور هم جمع مي شديم و پانزده هايي را كه نبايد بابا و مامان ببينند تبديل به هفده مي كرديم. رفتم به هجده سال قبل آزاده. متشكرم.

6:13 AM  
Blogger Laleh said...

آزاده جونم، زیبایی نوشته ات با این عکس خوشگلت چندین برابر شد و بالعکس!!!

9:42 AM  
Anonymous Anonymous said...

che jahanist ke har teif dar an ja darad...eshgh shab "velvele shab"roya shab...
beneviss

11:21 AM  
Anonymous Anonymous said...

دلم برای کودکیهایم
سخت میسوزد

9:22 PM  
Anonymous Anonymous said...

سلام و ممنون از لطفت
یک شعر دبستانی دارم که روزی آن را در کلبه هور برایت خواهم نوشت. چه دور مانده ایم.

3:35 AM  
Anonymous Anonymous said...

منم دلم برای مداد قرمزم تنگ شده

9:32 AM  
Anonymous Anonymous said...

axesho bebin :) mikhaay ye "CHAAQAZ"" az zire dar rad konam biaad :D

3:59 PM  
Anonymous Anonymous said...

آزاده ام ! اين كه خودتي... منتظرم پاي آبجي بزرگه ام روبراه بشه و بياي پيشم. بوس

8:13 PM  
Anonymous Anonymous said...

آزاده ي نازم ! پس كي مياين خونه ام. ناديام كه واسه مريض شدن وقت گير آورده ها. عكس كوچولوئيت خيلي قشنگه . مثل حالات .

8:15 PM  
Anonymous Anonymous said...

پلاتيپوس جونور عجيبيه. هم خودش خوشگله هم اسمش و هم خيلي چيزهاي ديگه‌ش. اين‌ها البته هيچ‌كدوم به مدرسه و مشق و بچگي ربطي نداره! تقصير من نيست. كامنت گذاشتن كار سختيه!

11:51 AM  
Anonymous Anonymous said...

مي خوانم...راست گفته اي... اما تصوير اين روزهاي من رنگي نيست... مثل مداد بي نوك ... نمايشگاه دوسالانه عكس...تصوير جنيني كه در حقيقت بي رحم پياده رو ...ثبت ديوار شده...اثر برتر... دلم از كودكي هاي بيرحم اين روزها آشوب مي شود...مي ترسم...از كودكي هاي اين روزها...بي ربط نوشتم...ببخش

12:23 PM  
Anonymous Anonymous said...

كارت هزار آفرين هورا دارد

12:11 AM  
Blogger Unknown said...

هنوز بوی چوب مداد یکهو رخوت بعد از ظهرهای بهاری مدرسه وسکوت میان جمله های شمرده معلم رادر ساعت دیکته برایم زنده می کنداگرجه دیگر سالهاست که کلا غها لای انگشتهای جوهریم تخم گذاشته اند

4:13 AM  

Post a Comment

<< Home