من و رودن
پرنسس مي رقصد. من فكر مي كنم.
غروب شده و گرد سرخ رنگ هنوز عاريت سيلي آسمان
باد مي آيد
سوزش سرد
پرنسس مي رقصد. من فكر مي كنم.
تلفن زنگ مي زند
حالي نيست
پاسخش با من نيست
پرنسس مي رقصد. من فكر مي كنم.
باران مي بارد
چتر هامان بسته است
چاي مي چسبد
پرنسس مي رقصد. من فكر مي كنم.
شعر مي خوانم
شاعرش را اما نمي شناسم
شايد تو
شايد او
چه فرق مي كند
پرنسس مي رقصد. من فكر مي كنم.
"رودن" زنده است، چون پرنسس مي رقصد
من خواهم مرد چون كسي نمي رقصد.
غروب شده و گرد سرخ رنگ هنوز عاريت سيلي آسمان
باد مي آيد
سوزش سرد
پرنسس مي رقصد. من فكر مي كنم.
تلفن زنگ مي زند
حالي نيست
پاسخش با من نيست
پرنسس مي رقصد. من فكر مي كنم.
باران مي بارد
چتر هامان بسته است
چاي مي چسبد
پرنسس مي رقصد. من فكر مي كنم.
شعر مي خوانم
شاعرش را اما نمي شناسم
شايد تو
شايد او
چه فرق مي كند
پرنسس مي رقصد. من فكر مي كنم.
"رودن" زنده است، چون پرنسس مي رقصد
من خواهم مرد چون كسي نمي رقصد.

16 Comments:
دختر پاشو
Cheek 2 Cheek
يا لله ...
آزاده عزيز...از اين افسانه بي شرح و تفصيل تا اين رقص شاعرانه ،هزار موج مي خورد بر اين صخره ها كه تاب ايستادن را از اجبار خفته بر تن ثانيه ها عاريه گرفته اند...نيك پنداشته اي... اين شعر بر وزن تپيدن استوار است...
بیا با من
برقص
تا رقص هست زندگی باید کرد...
سلام
از سر زدن به صفحه سفید من انگار خسته شده بودی
چند وقتی بود که بودن سخت بود و هنوز هم خیلی ساده نشده ببخشید
سر بزن شاید سفیدی صفحه گاهی رنگی بگیره
بمان و همچنان شعر بخوان
از شاعران ناشناخته
رقصي چنين ...
khryli ziba bud
چترها که بسته است
باران که می بارد
یعنی میشور رقصید
.یک رقص خیس
سلام
ممنون از مهر و مهربانی ات.
شعری که از نفس شاعر می آید با کمی ایجاز ضرب آهنگ دل شاعر را هم باز می گوید.
قربان قلمت
salam az nevshtehat az ehsaset kheili khosham omad on ha to asri ke ehsas dige jaie to dela nadare bazam be webloget sar mizanam shad bashi doost dashti mitoni behem e-mail bedi:top_profesor@yahoo.com
mehdi
باد می وزد
لابه لای برگهای سبز بید
باغرور با شکوه
این همان ترانه ی قدیمی است
این همان صدای خنده های تو
این همان صدای اشنا،صمیمی است
.........
حظ کردم. شاد باشید. با شبانه ۳ به روزم. نقد شعر با بخش آخر مصاحبه ای با تیرداد راد بخاطر انتشار نخستین مجموعه شعرش حیوان به روز است. naqdesher.persianblog.com
رقصتون پایدار
چیست این عمر دراز؟
نه مگر هول ِ بودن است در هیئت انسانی که تواناییهایش رو به زوال نهاده؟
نه مگر بی خوابی مزمن است این دهها سال پیاپی؟
نه مگر عجز و درماندگی است در نادیده گرفتن این واقعیت که تو محکومی هرنفس
آرزو کنی که در کام مرگ درافتی بی آنکه به کامش افتی ؟
پس تو محکومی که باشی و باز باشی...
man ye azade sadeghi mishnasam ke tooye markaz resaneha hamkelase mane! shomahamoon azade hasti ya na?
جایت خالیست...
Post a Comment
<< Home