عشق
آن كه هيچ نمي داند، به چيزي عشق نمي ورزد.
آن كه از عهده هيچ كاري بر نمي آيد، هيچ نمي فهمد.
آن كه هيچ نمي فهمد، بي ارزش است.
ولي آن كه مي فهمد، بي گمان عشق مي ورزد، مشاهده مي كند، مي بيند... هرچه بيشتر دانش آدمي در چيزي ذاتي باشد، عشق بدان بزرگتر است... هركه فكر كند همه ميوه ها در همان وقت مي رسند كه توت فرنگي، از انگور چيزي نمي داند.
پاراسلسوس
آن كه از عهده هيچ كاري بر نمي آيد، هيچ نمي فهمد.
آن كه هيچ نمي فهمد، بي ارزش است.
ولي آن كه مي فهمد، بي گمان عشق مي ورزد، مشاهده مي كند، مي بيند... هرچه بيشتر دانش آدمي در چيزي ذاتي باشد، عشق بدان بزرگتر است... هركه فكر كند همه ميوه ها در همان وقت مي رسند كه توت فرنگي، از انگور چيزي نمي داند.
پاراسلسوس

10 Comments:
هر چه بیشتر بدانی مسئولیتت بیشتر است
بارت سنگینتر است
عشقت جور دیگریست
نگاهت متفاوت تر است
دردت نوعش ،از نوع دیگریست
.....
نمیدانم
بعضی وقتها فکر میکنم راحت تری کمتر بدانی ،یا اصلا ندانی یا حداقل خودت را به ندانستن بزنی.
دوستی هنر دوست با دوربین ساده خانگیاش رسیده بود خدمت آقای ولی رحیمی، از اساتید موسیقی مقامی در شهرمان ... استاد پیر موسیقی در پاسخ سئوال دوستمان که پرسیده بود این هنر را چگونه فرا گرفته است تعبیر جالبی داشت، میگفت در جوانی ما مثل کبوتری بودیم که از سر بام پر میگشودیم....
اما به نظر من فهمیدن لازمه ی عشق ورزیدن نیست. عشق یه جاییه تو قلب آدم ولی فهم یه جاییه تو مغز آدم
ziba bud.......
inja tamae postha hese khubi dasht...
ببخشید دانش ادمی جز به نیاز ها و احساسهای پنجگانه اش ( حالا بیشتر یا کمتر ) به چه چیزی ذاتی است یا می تواند باشد؟
این نقل قول quote درست ترجمه شده ؟
salam...
shoma ham mesle dustetun ali minevisid!
movafagh bashid
salam...
nemidunam poste ghablim resid ya na ...amma engar bayad va lazeme betun begam ke shoma ham mesle dostetun shasoosa ali minevisid!
عزيز Anonymous
شايد منظور ذات مفعول است نه فاعل
مهدي
قشنگه. درسته اما آزاده من از هرچه دانستن متنفر شدم. اشكالي داره؟
من با رویا موافقم هر چه کمتر بدانی از دیگران کمتر آزار می بینی
Post a Comment
<< Home